شهمردان بن أبى الخير رازى

175

روضة المنجمين ( فارسى )

زودى به شدن ، پيوستن خذاوند طالع و هشتم دليل بوذ بر تباهى ، نگه كن اندر قمر كى هر وقت چون بنحسى رسذ ، شر بيفزايذ و بذانك آن بيمارى را كى ابتداء بيمارى بروز بوذه باشذ رنج از مرّيخ بيشتر رسذ و آنچ بشب باشذ از زحل . ورده « 1 » : اگر بندهء پرسذ كى حال او ، چون او را بفروشند چگونه باشذ ، نگه كن اندر خذاوند طالع و خذاوند هفتم تا كذام قوىترست چى اگر خذاوند طالع قوىتر باشذ اين كى دارذ او را بهتر بوذ و اگر خذاوند هفتم قوى حال‌تر باشذ با آن كى خرد بهتر بوذ . بازداشته : قمر و عطارد و سعادت ايشان از سعدان در برجهاى منقلب دليل بوذ بر زودى خلاص يافتن اسير ، و اگر بنحسى پيوندذ و از آن پس بسعدى اتّصال كند مقبول دليل كنذ كى خلاص يابذ از پس نااميذى و خذاوند طالع منحوس و عطارد بذو ناظر [ مسعود ] خلاص بحيلت يابذ . باب چهاردهم : از خانه هشتم تزويج و گريخته و دزدى و خصم و انبازى تزويج : طالع و خذاوندش و قمر و آن ستاره كى قمر ازو برگشته بوذ دليل پرسنده است . و هفتم و خذاوندش و آن ستاره كى قمر بذو پيوندذ دليل آنكس كى از بهر او مىپرسند و آفتاب را انباز بايذ كردن از بهر مرد و زهره ، از بهر زن . پس نگه كن اندر اتّصالات و حال يكديگر كى بر آن‌گونه واجب بوذ اگر بنظرى « 2 » دوستى بوذ با قبول و در وتد در زوذى ( 160 ) تمام شوذ با موافقت و خرّمى و اگر بخلاف اين بوذ حكم بر باشگونگى بايذ كردن « 3 » و هر وقت كى شمس بذحال بوذ زيان مرد را بيشتر رسذ و اگر زهره بذحال بوذ [ مضرّت ] زن را بيشتر بوذ . اگر قمر منحوس بوذ در برج ثامن يا سادس نگه كن كى برج نرست يا ماذه ، اگر نر بوذ مرد زودتر ميرذ ، و اگر ماذه بوذ زن . و هر وقت كى اندر هفتم ستارهء بوذ يا ناظر بزهره « 4 » صفت زن از آن دليل بايذ گرفتن « 5 » و اگر خالى بوذ از طبع برج و خذاوند ساعت و اتّصال قمر و خذاوند صورت نگه بايذ داشتن . و هر وقت چون نحسى در طالع بوذ و نحس دوّم اندر هفتم ، زن بجايگاه تهمت بوذ .

--> ( 1 ) . ورده - برده . ( 2 ) . بنظرى ، « ى » بجاى كسره به كار رفته است . ( 3 ) . نسخه قاهره . « حكم بر عكس بايد كردن » . ( 4 ) . در ساير نسخه‌ها « با هفتم » . ( 5 ) . در ساير نسخه‌ها « گفتن » .